نمیدونم واقعا چه چیزی سبب میشه تا یک نفر به گل و گیاه علاقه مند بشه.
شاید خاطراتی در دوران کودکی. اون روزایی که با پدر بزگ در حیاط منزلشون، شمعدونی قلمه میزدیم.
شاید متولد ماه مهر بودن، چون در اسطوره های مهرپرستان هست که خداوند گیاهان رو درین ماه آفرید.
شاید علاقه زیاد مادر به گیاهان، زمانی که باردارهست. اون ماههایی که سنگین شده و بهترین کار از نظرش ترجمه کتاب گیاهان آپارتمانی و تصویر سازی تک تک برگاشون بود.
نمیدونم…
دلیلش هرچی که هست، برای من از همون دوران کودکی، این علاقه وجود داشت.
در دبیرستان به امید اینکه در آینده به رشته گیاه شناسی برسم، تجربی خوندم ولی موقع کنکور نظرم رو عوض کردند و لیسانس ارتباط تصویری گرفتم. و امرار معاشم برای بیست سال در دفتر گرافیک خانوادگیمون، از همین رشته و عکاسی صنعتی بود. اما همیشه به گل و گیاه علاقه داشتم و در اکثر زمانهای خالی، در حیاط مشغول گیاهام بودم. در واقع از همون لوبیایی که در درس علوم سال دوم دبستان، لای دستمال کاغذی کاشتیم، فهمیدم که دیوانه گیاهان هستم. از اون موقع باهاشون زندگی تنگاتنگی رو شروع کردم. سالها سرگرم کلکسیون کاکتوس بودم و با ۱۴ سال سن، تونستم بیش از ۲۵۰ مدلشون رو جمع کنم. اما از وقتی که با بنسای آشنا شدم، همه چیز تغییر کرد.
سال ۱۳۷۴ بود. ماجرا از اون لحظه ای شروع شد که عکس چند بنسای رو در مجلهای ژاپنی دیدم. و به معنای واقعی عاشق این درختان کوچیک شدم. مجله در مورد معرفی کشور ژاپن بود و در دو صفحه ش عکس بنسای داشت و نوشته ها هم همه ژاپنی بودند. اون دوصفحه رو با اجازه صاحب مجله کندم و زدم به دیوار جلو میزم. هنوز هم دارمش 😉 .
شدیدا آرزوی داشتن همچین درختایی رو داشتم. نه اینترنت همگانی شده بود و نه کتابفروشی های امروزی مثل شهرکتابها در تهران بود تا بتونم در مورد ساخت بنسای اطلاعاتی بدست بیارم. برای همین چندسالی طول کشبد تا اولین تجربم رو به دست بیارم. سال ۸۰ شد و با شناختی که از گیاهان داشتم، بالاخره دست بکار شدم . یک درختچه انار مینیاتور از قدیم داشتم که از پدر بزرگم بهم رسیده بود. یک جونی پروس و یک درخت مورد غیر پیوندی هم خریدم و همشون رو هرس کردم.
چون میدونستم ریشه گیاه رو فقط در زمستون میشه دستکاری کرد، تونستم هر سه تاشون رو زنده و سرحال تا بهار بعدی نگهدارم. با دیدن نتیجه کارم و سه درختچه ای که در گلدونهایی با عمق پنج سانت در حال رشد بودن ، انچنان شوقی درونم ایجاد شد که بی توقف، هر سال تعداد زیادی درخت دیگه گیر میاوردم و هرس میکردم و در گلدون کمعمق میکاشتم.
سالها طول کشید تا بفهمم، ماجرا خیلی پیچیده تر ازین چیزیه که به نظر میومد. اینکه تعداد زیادی درخت داشتم که اون زیبایی تاثیر گذار رو نداشتن. چون هم از اول انتخاب های مناسبی نکرده بودم و هم اون دید بنسایی رو هنوز نداشتم تا بتونم شاخه های اضافی رو تشخیص بدم. و همین موضوع باعث شد که روش کارم رو عوض کنم. که در مقاله «بنسای و زیبایی شناسی» در موردش توضیح دادم.
سال ۸۷ در کنار کلکسیون بنسایم، شروع به تولید جید مینیاتوری برای ساخت بنسای آپارتمانی کردم. بعد از ایتکه چند سال روشون کارکردم ، آماده فروش شدن و اولین تجربه های فروش بنسای رو از سال نود شروع کردم.
اسم مهربن رو با ترکیب اسم خودم و بنسای ساختم. و سال ۱۴۰۰ ثبت برند کردمش.
الان یک گلخونه کوچیک دارم با تعدادی پیش بنسای جید مینیاتور و یک کلکسیون شخصی از سی نوع درخت بنسای شده.
برای مشتریهام مشاوره نامحدود دارم و پانسیونی برای بنسایشون زمانی که سفر میرن.
امیدوارم همهتون به کاری که عاشقش هستید مشغول باشید که یکی از مهمترین کلید های احساس خوشبختی، همین هست.

